تبلیغات
مؤسسة المعلم - کنکاشی در مفهوم خرده فرهنگ
 
مؤسسة المعلم
معا نتحدّی المستحیل
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ناصر جابری
نویسندگان
نظرسنجی
فی أی قسم أو جزء من مسابقة فرسان الشعر 3 ترى إشكالیة أو نقدا واردا ؟













كنكاشی در مفهوم خرده فرهنگ 
نویسنده : حریف، دكتر غلامرضا خوشفر

 مقدمه: 

از آنجا كه در جوامع جدید، تنوع بیش از همگنی به چشم می‌خورد و به جای یك نظام فرهنگی واحد، خرده فرهنگ‌ها رشد بسیار كرده‌اند، لذا شناخت دقیق و تحلیل علمی خرده فرهنگ از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. توجه به خرده فرهنگ‌های یك كشور اعم از فرهنگ‌های قبیله‌ای، مذهبی و طبقه‌ای در جامعه‌شناسی ار اهمیت ویژه برخوردار است و در حقیقت یكی از راه‌های شناخت فرهنگ یك كشور آشنایی دقیق با خرده فرهنگ‌ها یا فرهنگ‌های فرعی آن كشور است. زیرا تحقیق در خرده فرهنگ‌های یك ملت این امكان را به وجود می‌آورد كه بتوانیم به عمق و كنه خلقیات و روحیات آن ملت پی‌برده، كاركردهای اجزای مختلف فرهنگ را درك نموده و عناصر فرهنگ عمومی جامعه را از پاین به بالا به صورت میكرو (MICRO) بازشناخته و تعریف كنیم.

هدف اصلی این مقاله روشن نمودن مفهوم خرده فرهنگ و برشمردن وجوه تمایز آن از مفاهیم مشابه نظیر: اجتماع، عامه، توده، جامعه، فرهنگ و رسیدن به یك نوع اشتراك مفهومی درباره خرده فرهنگ می‌باشد.
با توجه به هدف فوق بهترین روش برای تدقیق مفهوم خرده فرهنگ، نشان دادن مرز تمایز بین این مفهوم با پنج مفهوم اجتماع، عامه مردم، توده مردم، جامعه و فرهنگ می‌باشد.
اجتماع(COMMUNITY)
اجتماع، جمعیتی دیرپاست كه دارای همزیستی صمیمانه، خصوصی و انحصاری است و غالبا با گروه‌های دیگر دارای روابط نزدیك است.(وثوقی، 1376: 5)
خانواده نمونه عینی اجتماع است. در خانواده كشمكش‌هایی كه افراد را به یكدیگر پیوند می‌دهد، از نوع كشش‌های طبیعی است كه مبتنی بر روابط عاطفی، دوستانه و صمیمانه است.(همان، 1376: 6)
عامه مردم(PUBLIC)
عامه، گروهی از افراد و شهروندان هستند كه قادرند باورهای خود را شكل دهند.(گلدنر، 204) به عبارت دیگر عامه نوعی گردهم‌آیی افراد است كه در مقایسه با گروه‌های ناپایدار(مثل انبوه خلق)، از روابط نسبتا پایداری برخوردار است. عامه مردم مفهومی است كه به شبه گروه نزدیكتر و دارای ویژگیهایی بدین قرار است:
1ـ تشكیل عامه مردم اتفاقی نیست بلكه زمینه‌های قبلی دارد.
2ـ تشكیل این پدیده در ارتباط با هدف و قصد افراد شركت كننده است.
3ـ زمینه عاطفی مشتركی بین افراد وجود دارد(وثوقی، 1376: 8)
توده مردم(MASS):
توده، مجموعه‌ای از افراد است كه غالبا تفكیك نشده‌اند و كنشهای غیر عقلانی دارند. توده‌ها فرآوردهء منفعل همگن‌سازی و هم شكل‌سازی رسانه‌های جمعی و فرآیندهای تولید جمعی‌اند (گلدنر، 1377: 206)
جامعه توده جامعه‌ای است كه درآن:
1ـ بیشتر افراد شبیه یكدیگرند،
2ـ نامتفاوت مانده‌اند،
3ـ برابرند
4ـ فردیتی از خود نشان نمی‌دهند. درچنین جامعه‌ای كار، بیگانه كننده است، مذهب نفوذ خود را از دست داده است، روابط بین افراد سست و درجه دوم است و به پیوندهای خویشاوندی اهمیتی داده نمی‌شود. (آبركرامبی، 1370: 234)
از مهمترین عوامل به وجود آورنده جامعه توده‌وار می‌توان از: صنعتی شدن گسترده، توسعه شهرهای بزرگ، بسط دیوانسالاری، كاهش سنتها همراه با گسترش وسایل ارتباط جمعی نام‌ برد.(ساورخانی، 1370: 430)
جامعه(SOCIETY)
جامعه یك انزاع جامعه‌شناختی كلان كه در بهترین حالت، نمودار یك احساس تعلق غیرمستقیم است.(گلدنر، 1377: 107)، تونیس در تفكیك بین جامعه و اجتماع، جامعه یا جامعه صوری (GESELLSCHAFT) را مبنی بر اراده اندیشیده، روابط صوری و قراردادی بین انسان‌ها می‌داند.(ساورخانی، 1370: 746). بنا به تعریفی دیگر،« جامعه محصول گرد آمدن انسان‌ها كنش‌های متقابل میان آنان است كه با هم زندگی می‌كنند و در رسیدن به هدف معینی با یكدیگر همكاری دارند؛ تداوم و پایداری اجتماع آنان را تامین می‌كند» (قنادان و دیگران، 1375، 51). اگوست كنت معتقد است كه جامعه از تمام افراد زنده و همچنین از تمام كسانی كه مرده‌اند، تشكیل می‌یابد.
فرهنگ(CULTURE)
تعریف فرهنگ كه مفهومی محوری در انسان‌شناسی محسوب می‌شود بسیار مشكل است. واژه فرهنگ در بیان محاوره‌ای، اشاره دارد به فرآورده‌های متعالی ذهن و سلیقه‌های دقیق و ظریف هنری، ادبی و موسیقی، ولیكن دركاربرد جامعه‌شناسی اصطلاح فرهنگ بسیار وسیع‌تر و به معنی آن است كه هركس كه در جامعه‌ای چه ابتدایی چه پیشرفته زندگی می‌كند، دارای فرهنگ است. تعاریف متعددی درباره فرهنگ ارائه شده است كه در اینجا به چند تعریف اكتفا می‌گردد:
تعریف مویلمانMUHLMANN ) )
مویلمان به عنوان یك انسان‌شناس فرهنگی می‌گوید:«فرهنگ كلیه اشكال زندگی یك قوم، از جمله پایه‌های تفكری آن را تشكیل می‌دهد و این همچنین شامل تمام زمینه‌های فنی موجودیت آن قوم (از جمله نوع البسه، ساختمان، ابراز،...) نیز می‌گردد. بنابراین فرهنگ در واقع همه چیز و همه بخش‌های زندگی كه توسط انسانها بوجود آمده است، را در بر می‌گیرد و لذا موضوع مورد بررسی نه فقط یك رشته خاص، بلكه علوم تفكری و انسانی است.»
تعریف ریجوی(RIDGEWAY)
ریجوی به عنوان متخصص گروه‌های اجتماعی، فرهنگ را « به عنوان یك مجموعه و ذخیره از اطلاعات تعریف می‌كند، اطلاعات كه گروه سازماندهی نموده است و در قالب الگوهای مشخص از قوانین، اعتقادات، ارزشها و سمبلها مورد استفاده قرار می‌گیرد تا به زندگی گروهی معنی و مفهوم ببخشید. بنابراین فرهنگ سیستمی از ایده‌ها است. فرهنگ هنجار یك گروه را دربر می‌گیرد، اما به آن محدود نمی‌شود»(رفیع پور، 1378)
تعریف تیلور(E. TAYIOR)
مشهورترین تعریف از فرهنگ متعلق به تیلور است. وی در كتاب جوامع ابتدایی(1871م)
فرهنگ را از اینگونه تعریف می‌كند:« فرهنگ مجموعه پیچیده‌ای است كه شامل معارف، معتقدات، هنرها، صنایع، تكنیك‌ها، اخلاق، قوانین، سنن و بالاخره تمام عادات و رفتار و ضوابطی است كه انسان به عنوان عضو یك جامعه آن را از جامعه خود فر امی‌گیرد و در قبال آن جامعه تعهداتی به عهده دارد» (روح‌الامینی، 1375: 135)
با این حال كاركرد فرهنگ و نظام فرهنگی به همین گفته ختم نمی‌شود و برای نظام فرهنگی هر جامعه حداقل می‌توان پنج كاركرد مهم برشمرد:
تامین نیازهای فیزیولوژیك، ایجاد ارتباط جمعی، دادن هوین فرهنگی خاص به اعضا، حفظ و تداوم و بقای جامعه و ایجاد و حفظ همبستگی و انسجام اجتماعی
كه بدون تحقق این كاركردها هیچ جامعه‌ای برپا نمی‌ماند» (پناهی، 1376: 52)
این تفكیك مفاهیم صرفا به جهت سهولت مطالعه انجام می‌گیرد و بایستی اذعان داشت كه حداقل در مورد دو مفهوم جامعه و فرهنگ نمی‌توان مرز مشخصی تعیین كرد زیرا به قول «چینوی» (1968،chinoy): «جامعه انسانی نمی‌تواند بدون فرهنگ وجود داشته باشد و فرهنگ نیز تنها در جامعه وجود دارد»(هلاكویی، 1356: 48)
با این‌حال به طور خلاصه می‌توان گفت فرهنگ به شیوه زندگی اعضای یك جامعه معین مربوط می‌شود ولی جامعه به نظام روابط متقابلی اطلاق می‌گردد كه افراد را كه دارای فرهنگ مشتركی هستند به همدیگر مربوط می‌سازد. (گلدنر، 1373: 36)
خرده فرهنگ (subculture):
خرده فرهنگ به لحاظ مفهومی از كلیه مفاهیمی كه مورد مطالعه قرار گرفتند، متفاوت است و با آنها تفاوت‌های برجسته‌ای دارد.
خرده فرهنگ، فرهنگی در درون فرهنگ دیگر است، یعنی گروهی با عقاید، اخلاق، رسوم و فعالیتهای ویژه كه با آنچه دركل جامعه معمول است تفاوت دارند(هلاكویی، 1356:49)
خرده فرهنگ شامل بسیاری از عناصر فرهنگ كلی‌تر كه خود جزئی از آن است، می‌باشد اما در ضمن شامل بعضی از جنبه‌های خاص كه در فرهنگ كلی‌تر وجود ندارد و یا در میان سایر اعضای این جامعه خاص دیده نمی‌شود(ازكیا، 1366: 54) بنا به تعریفی دیگر خرده فرهنگ عبارت است از گروهی كه در فرهنگ جامعه و كلی جامعه سهیم بوده و دارای ارزشها، هنجارها و شیوه‌های زندگی خاص خود می‌باشد.(رابرتسون، 1372: 79)
«میلتون ینجر»(1960، yinger) خرده فرهنگ را اینگونه تعریف می‌كند:
«هنجاری كه یك گروه را از كل جامعه جدا می‌كند و با آن یگانه و هماهنگ نیست». نمونه‌های زیادی از خرده فرهنگ‌ها را می‌توان ذكر كرد(هلاكویی، 1356: 50) مانند: اقلیتهای مذهبی، طایفه، تیره، عشیره، قبیله، ایل و گروه‌های مكانی و محلی مثل مردم یك ناحیه یا ده، گروه‌های شغلی، قشرهای مختلف اجتماعی یك جامعه و گروه‌های خویشاوندی و نظایر آن.
علاوه براین همانطور كه ذكر شده خرده فرهنگ مفهومی است كه با مفاهیم پیش گفته شده نظیر جامعه، اجتماع، توده و عانه متفاوت است. لذا جهت تدقیق مفهوم خرده فرهنگ لازم است تفاوت این مفهوم را با چهار مفهوم اجتماع، جامعه، توده و عامه بیان كنیم:
1ـ در مقابل «اجتماع» كه جمعیتی دیرپاست، خرده فرهنگ شامل مجموعه‌ای از افراد است كه پیوندشان ناپایدارتر است.
2 ـ در مقابل مفهوم«جامعه» كه یك انتزاع جامعه شناختی كلان است، خرده فرهنگ به گروه‌هایی انضمامی اشاره دارد كه حتی با چشم قابل رویتند و اعضای آن دارای رروابط چهر‌ه‌ به چهره و احساس تعلق نسبتا قوی هستند.
3- در مقابل مفهوم «توده» كه مجموعه‌ای از افراد تفكیك نشده با كنش‌های غیر عقلانی هستند، خرده فرهنگ‌ها نه تنها از لحاظ اجتماع تفكیك شده‌اند بلكه فعال و خلاق هستند. 
4 ـ در مقابل مفهوم« عامه» كه شامل مجموعه‌ای از افراد است كه حقوق مدنی از آنها ستانده شده و تنها از مجاری غیر رسمی می‌توانند آرا و اندیشه‌های خود را بیان كنند.
بنابراین با تعاریفی كه برای خرده فرهنگ عنوان شد و تفاوتهایی كه خرده فرهنگ با سایر مفاهیم اجتماعی‌ ـ فرهنگی دارد می‌توان گفت كه:« خرده فرهنگ‌ها گروه‌های از مردم‌اند كه با یكدیگر در چیزی یا چیزهایی( مساله، علاقه، عمل ) اشتراك دارند كه آنها را به شیوه‌ای معنادار از اعضای سایر گروههای اجتماعی متمایز می‌كند» (گلدنر، 1377: 205)
گویش‌های محلی، شیوه خاص همسر گزینی مثلا پرداخت شیربها، هدایا و كاركردهای آنها در امر زناشویی و تشكیل خانواده‌های نو ظهور در اجتماعات ایلی و روستای نمونه‌های بارزی از خرده فرهنگ به شمار می‌روند.(وثوقی ـ نیك خلق، 1371: 138)
به عنوان مثال ویژگی‌های مردم استان گلستان از لحاظ گویش، آداب و رسوم، شكل لباس پوشیدن، مهمان‌نوازی، ازدواج، غذاهای مخصوص و بسیاری از ویژگی‌های دیگر، فرهنگی را برای مردم گلستان به وجود آورده است كه آنها را از مردم استان خراسان یا آذربایجان كاملا مشخص و متمایز می‌كند. این فرهنگ ویژه را خرده فرهنگ گلستانی می‌گوییم كه در حالی كه جزیی از فرهنگ ایرانی تلقی می‌شود اما ویژگیهای خاص را دارد.





نوع مطلب : مقالات و وجهات نظر عامة، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : حریف،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :